سديد الدين محمد عوفى

366

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كوههاى شام مىرفتم گرما قوت گرفت و حرارت هوا غالب آمد « 1 » ، گفتم ساعتى به موضعى نزول « 2 » كنم تا « 3 » قوت گرما كم « 4 » بشود آنگاه بروم « 5 » . نگاه كردم ويرانه‌اى ديدم ، در آنجا رفتم . مرى را ديدم كه « 6 » او را دو دست « 7 » و دو پاى و دو چشم نبود « 8 » و با حق تعالى مناجات مىكرد و مىگفت : الحمد للّه على نعمائه . مرا عجب آمد . گفتم : اى عجب ، مردى را « 9 » دو دست و دو پاى و دو چشم نه « 10 » و كس را بر وى گذر نيست « 11 » و درين ويرانه افتاده است « 12 » بىهيچ متعهد « 13 » و خدمتگار و شكر نعمت حق مىكند ! به نزديك او رفتم و سلام كردم « 14 » مرا جواب داد . گفتم : اى جوانمرد اين « 15 » چه نعمت است خدايرا در حق « 16 » تو ، كه آن را شكر مىگزارى « 17 » ، بارى محنت « 18 » بسيار ظاهر « 19 » دارى . چون من اين سخن بگفتم بانگ بر من زد و گفت تنحّ « 20 » عنّى يا بطّال « 21 » دور باش از من اى بىكار « 22 » . كدام نعمت باشد بزرگتر ازين كه خداى تعالى مرا داده است « 23 » كه جمله آلت‌هاى معصيت از من ستده است و آنچه آلت معرفت « 24 » به من داده . چشم ستده است تا در معصيت « 25 » ننگرم « 26 » و دستم ستده است « 27 » تا ناگرفتنى نگيرم پايم ستده است تا به جايگاه ناشايست « 28 » نروم اما « 29 » دلم داده است تا او را دانم و « 30 » زبانم

--> ( 1 ) مپ 2 : شد ، مج : قوت گرما و حرارت هوا غالب آمد ( 2 ) مج : توقف ( 3 ) مج + اين ( 4 ) مپ 2 : ساكن ( 5 ) مپ 2 - آنگاه بروم ( 6 ) مج - كه ( 7 ) متن + و دوزانو ( 8 ) متن : نى ( 9 ) متن - را ( 10 ) مج : نى ( 11 ) مج : نى ( 12 ) مپ 2 - است ( 13 ) متن و مپ 2 : معتمد ( 14 ) مج + سلام ( 15 ) مج - اين ( 16 ) مپ 2 : كه بر تست خدايرا ( 17 ) مپ 2 : گويى ، مج : گزارى ( 18 ) مج + ها ( 19 ) مج : ظاهر بسيار ( 20 ) متن تنحر ، ( 21 ) متن و مپ 2 : ابطال ( 22 ) مج : بطال ( 23 ) متن و مج : در حق من كرده است ( 24 ) مج : آنچه از معرفتست ( 25 ) متن : معرفت ( 26 ) متن : بنگرم ( 27 ) مپ 2 - و آنچه آلت معرفت . . . . ستده است ( 28 ) مپ 2 : ناسزا ، مج : تا به نا جايگاه ( 29 ) متن - اما ، مپ 2 : و ( 30 ) مپ 2 + كه از همه بهتر است ( 31 ) متن - و